Your Ad Here

Your Ad Here
ندا - قسمت دوم
پس کیر اینه! چقدر سفت و داغ سرش گنده تر بود و وقتی فشارش میدادم مثل چوب پنبه نرم بود دلم میخواست بیارمش بیرون اما روم نمیشد یدفعه داد کیوان دراومد که بابا کندیش صبر کن الانم میرسیم همونجا دیگه خجالتم ریخت اصلا دلم نمیخواست دستمو از کیرش بردارم و گذاشتم همونجا باشه زد کنار و گفت رسیدیم تونهم خونمه ولی بچه ها طبیعی بیائید بریم با این کیر بلند شده و شماها هر کی ما رو ببینه میفهمه چه خبره . پیاده شدیم و خودش جلوتر رفت دیدم یه خامنی اومد جلو و با کیوان صحبت کرد آرش هم زیر بغل کیوانو بگی نگی گرفته بود و کیوان حسابی خم شده بود گفتم حتما دل درد شده خلاصه رفتیم بالا و کیوان سریع شلوارشو عوض کرد و با یه شلوارک کوتاه اومد تو اتاق ارش هم همه لباسهاشو درآورد و با یه شرت نشست مهشید فقط مانتوشو باز کرد اما تنش بود یه بلوز خیلی نارک زیرش بود که نوک سینه هاش از زیرش پیدا بود ارش کمی مشروب اورد و یه پیک کوچیک با نوشابه خوردم خیلی بد مزه بود ولی گرم شدم و آروم یدفعه دیدم مهشید سر کیر کیوان رو از کنار پاچه شلوارک کمی بیرون کشیده با دیدن اون صحنه کاملا ارضا شدم از لرزیدنم همه فهمیدن و کیوان گفت : الهی بمیرم برات دختر تو که اینقدر کف بودی چرا چیزی نگفتی بابا ؟ خندیدم گفتم خیلی امشب حال دادین گفت حالا کجاشو دیدی اما مهشید گفت من و کیوان میریم اتاق خواب شما هم همینجا قاطی نمیشیم سر کیر کیوان بیرون بود مهشید جلوتر رفت تو اتاق کیوان داشت با ضبط ور میرفت و یه آهنگ گذاشت آرش رفته بود دستشوئی سریع رفتم جلو و سر کیرش رو گرفتم یه نگاهی بهم کرد و گفت آفرین اینکه خجالت حالیش نیست ببین چه بروز خودت آوردی که با دیدن این ارضا شدی ! و بعد از بالا شلوارکشو کشیدم جلو کیرشو کامل و از نزدیک دیدم اطرافشو تراشیده بود و صاف صاف بود تخماش کاملا سفید بود و آویزون شده بود سر کیرش خیلی قرمز بود و کیرش شبیه لوله بود خیلی قطور گفتم فکر میکنی بتونی اینو تو من جاکنی ؟ گفت آره خیلی راحت جوری که تا زیر نافت حسش کنی ! آخرش حرفمو زدمو و گفتم ببین به دائیم که چیری نمیگی ؟ گفت مگه خر مغزمو گاز گرفته خیالت راحت باشه مهشید کیوانو صدا کرد سر کیرشو بوسیدم گفت یک کم بکن دهنت ! بلافاصله تا جائی که میشد کردم تو دهنم چشمام بسته بود فکر کردم همشو خوردم اما وقتی نگاه کردم دیدم همش بیرون کیوان داد میزه که مهشید جون الان میام تو حاضر شو و چشماشو بست دست گذاشت رو سرم و آهسته منو به ساک زدن واداشت یدفعه جیغ آرش دراومد که میگفت : کونـــــــــــــــــــــــــده اون سهم منه برو مال خودتو بخور تو اگه بکنیش که دیگه بدرد من نمیخوره و اومد و سرمو کشید عقب و بلافاصله لباشو چسبوند رو لبهام بی اختیار دستم رفت طرف شورتش و کیرشو گرفتم انگار خواب بود کمی مالوندمش گفتم چرا بزرگ نمیشه کیوان از خنده ترکید داشت رو زمین غلت میزد گفت اون بزرگترین سایز کیر آرشه مهشید اومد بیرون تا کیر آرشو دید گفت وای آرش روتو بکن اونور اما ارش بی خیال کیرشو سمت مهشید نشونه رفت و گفت خاله امشب باید همه باهم باشیم اما مهشید با تحکم گفت نه من خاله ات هستم نمیشه و کیوانو با خودش کشون کشون برد تو اتاق خواب اما کمی لای در باز بود دیدم که داره سریع لخت میشه و بعد کیوانو کشوند رو خودش آرش داشت با کسم ور میرفت و هی میگفت : اگه خاله نکردمت اگه با همین کیرم نکردمت آرش نیستم ...
آرش خیلی بمن توجه نداشت همش دنبال دید زدن خاله اش بود یکی دو بار بی هوا رفت تو اتاق اونها اما سریع و پکر برگشت بیرون من دیگه بی خیال شده بودم برا همین کل لباسهامو درآوردم تا بحال جلو هیچکس اینطوری لخت نشده بودم به راحتی کسمو در معرض دید آرش قرار دادم آرش یدفعه نشست و لبهاشو گذاشت رو لبای کسم و هی میگفت بابا سالار عجب کس مشتی داشتی دلت اومده اینو قایم کنی و بیشتر لبای کسمو مک میزد داشتم ناله میکردم خدا این سکس چی بود که من اینهمه عمرم رو بدون اون سر کرده بودم ازش میترسیدم سکس یعنی زندگی وقتی آرش بهم حال میداد حس میکردم هی سبک و سبکتر میشم با دستم سرشو محکم به کسم فشار دادم یدفعه بالا رو نگاه کرد و گفت نه بابا حسابی راه افتادی و بلند شد گفت میخوری گفتم بار اولمه ولی میخورم تا خم شدم گفت ببین من دلم میخواد بریم پیش اونها با هم حال کنیم گفتم بد نیست ؟ مهشید خالته ها ؟ گفت نه بابا تا اینجاشو اومدیم من بارها رفتم تو حموم مهشید رو ماساژدادم اما بغیر از یه بار که زورکی سینه هاشو گرفتم و مالوندم نذاشته دست به کسش برسونم گفتم حالا چیکار کنیم . گفت من میرم تو تو هم چند لحظه بعد بیا و همونجا برام ساک بزن . گفت باشه آرش رفت تو و تا خواستم برم دیدم صدای خنده میاد رفتم تو خنده بیشتر شد دیدم همه به هیکل لخت من نگاه میکنن رفتم جلو و پیش مهشید دراز کشیدم کیوان کیرش مثل تنه درخت واستاده بود خیلی هوسناک بود سرخه سرخ شده بود و کله اش به کبودی میزد تخمای سفیدش آدمو بطرف خودش میکشوند بهم گفت راحت باش و هر کار دلت میخواد بکن تا راحت بشی مهشید یه لب ازم گرفت تا حالا لبای یه زنو نچشیده بودم خیلی خوشمزه بود آرش گفت خاله یه بازی جدید و یدفعه مهشید رو بلند کرد و گذاشت رو هیکل کیوان که خوابیده بود و آرش کیر کیوان رو گرفت و گفت ندا جون خیسش میکنی ؟ من با کمال میل چند بار خوردمش و بعد آرش کیر کیوان رو کرد تو کس مهشید اونها داشتن میکردن اما دیدنش منو خیلی تحریک میکرد آرش از مهشید داشت لب میگرفت و من آخرش رفتم سمت تخمای کیوان یه بوی خوبی میداد کمی زبون بهش زدم جمع شد و یکیشو کردم تو دهنم خیلی با حال بود مزه جالبی داشت کمی بعد آرش اومد و به مهشید گفت برگرد اونهم برگشت و باز رفت بالای کیوان و خواست کیرو بکنه تو کسش که آرش نذاشت و گفت ندا .. منم رفتم جلو باز ساک زدم باز ارضا شدم اما به روی خودم نیاوردم و خیلی هم حشری شده بودم بعد ازم خواست یه تف رو سوراخ کون مهشید بکنم که کردم و آرش کیر کیوان رو با فشار کرد تو کون مهشید مهشید نفسش بند اومد بود ولی داد میزد بیشتر بیشتر بکن توش تا جر بخورم همش فکر میکردم الان کونش پاره میشه اما نشد و بالاخره با تف های من همش رفت تو ( نگین کثافت دیگه خودشون میگفتن تف بزن ) و کیوان بزور خودشو بالا پائین میکرد خیلی تنگ دور کیرش رو گرفته بود تو همین حین آرش علیرغم مخالفت مهشید کیرشو کرد تو کس مهشید بعد از چند لحظه دیدم مهشید بطرز وحشتناکی داره حال میکنه گرچه کیوان خیلی نمیتونست فعالیت کنه اما مهشید غیر ارادی داد میزد و میگفت یالا جرم بدین کونی ها جر بدین دیگه و از این حرفها و آرش سخت داشت مهشیدو میکرد و من کنار کیوان دراز کشیده بودم و سینه هامو به پهلوش میمالیدم گاهی دستشو میبرد سمت سینه یا کسم ولی هیکل اونها روش سنگینی میکرد و دوباره دستش میرفت زیر مهشید . آرش کیرشو کشید بیرون و آبش ریخت رو سینه مهشید سینه های مهشید خیلی ظریف و خوشگل بود و دوست داشتم سینه هاشو با آب آرش لیس بزنم اما یک کمی چندشم میشد آرش ولو شد رو تخت و مهشید هم کنارش از کس مهشید مایع غلیظ شیری رنگی زده بود بیرون کیوان نیم خیز شد و گفت : لعنتی ها شما که شدین من چی ؟ و یه نگاه بمن کرد خیلی یواش بهش گفتم من چی ؟ منو نمیکنی ؟ سرمو گرفت تو دوتا دستاش و گفت نازتو برم عزیز واقعا میخوای بدی ؟ گفتم آره مگه چیه اما تو دلم میترسیدم گفت بفرما و من خوابیدم . چشمامو بستم و خودمو به اون سپردم لای پامو باز کرد و کسمو لیس زد خیلی وارد بود زبونشو به یه جائی میزد که انگار منو برق میگرفت کمی بعد گفت میخوریش گفتم نه ؟ گفت چرا ؟ آشاره کردم به کس مهشید و آبش خندید و گفت اشکال نداره و بعد سر کیرشو گذاشت لای لبای کسم وای خیلی بزرگ بود و اون موقع میفهمیدم که چی داره میره تو کسم کمی فشار داد کسم خیلی خیس بود و اون که فکر میکرد من بازم کیرشو تا ته کرد تو نیم خیز شدم و دست گذاشتم رو سینه اش فهمید دردم اومده و منتظر شد باورم نمیشد اون کیره همش تو کس من باشه کمی بعد گفتم آهسته گفت دردت اومد گفتم جر خوردم گفت تاحالا دادی ؟ گفتم نه بار اولمه با تعجب نگاهی به کسم کرد و گفت کمی خون اومده تو باکره بودی ؟ گفتم آره بودم ولی نیستم و تو منو جزو زن ها کردی انگار ناراحت شده باشه کمی رفت تو هم اما فوری گفتم ببین اقای سلیمی اصلا مهم نیست و ازت ممنونم که سکس رو بمن فهموندی خیلی خوشحال و افسوس گذشته رو میخورم که سکس رو تو خودم کشته بودم الان خیلی خوشحالم و امیدوارم مرتب بتونم بهت بدم . خندید و چهراش باز شد و شروع کرد گفت دردت نمیاد گفتم نه دارم لذت میبرم و دستمو گذاشتم رو کونش و به خودم فشارش دادم سوزش کسم جای خودشو به لذت عمیقی داده بود که همراه با آرامش بود دیگه از زندگی هیچی نمی خواستم اما دوست داشتم مثل مهشید کرده بشم با دو تا کیر اما اصلا روی گفتنش رو نداشتم کیوان هم که اصلا آبش نمیومد و داشت خیلی آروم و عمقی منو میکرد آرش اومد و گفت ناجنس اخرش سهم منو خوردی کس کش ؟ دیگه من اگه کیرمو بکنم یا نکنم تو این کس که فرقی نمیکنه ؟ و کیوانو بلند کرد و خوابوندش و گفت ندا جون یک کم کیرشو بخور بلکه آبش بیاد آدم نیست که فیله ؟ و من با اکراه کیرشو به لبم مالیدم انگار یدفعه شهوتم بزنه بالا کیرشو کردم تو دهنم مزه خاصی داشت مخاط منو و مهشید و خون کسم روش بود البته کاملا تمیز و سفید ولی با این چیزا تماس پیدا کرده بود اما همش یه طعم داشت طعم شهوت و اون لذتبخش بود آرش منو به جلو هل داد و و برگردوند و به مهشید گفت زحمات ندا رو جبران کن و مهشید کیر کیوان رو خورد و تفی کرد بعد ارش کیر کیوان رو کرد تو کونم خیلی درد داشت جیغ میزدم ولی میخواستم بره تو کیوان میخواست در بیاره اما با داد و جیغ میگفتم بزار بره بمن توجه نکن و آرش با خنده کم کم میکرد تو بالاخره گفت ندا جون الان یک کیلو کیر تو کونته و بعد بلافاصله اومد روم و کیرشو کرد تو کسم اصلا قابل مقایسه با کیوان نبود قلقلکم میومد ولی از تو کیراشون مماس میشد و خیلی خوشم میومد کیوان به سختی میزد چون کیرش اگه میومد بیرون دیگه نمیرفت تو ارش خیلی سریع آبش اومد و کیوان همونطور که رو کیرش بود منو بلند کرد و در واقع به جلو خوابوند و شروع کرد به کردن و کیرشو کامل میاورد بیرون و باز میکرد تو کونم هم لذت داشت هم درد تا خیلی جاها حسش میکردم کمی بعد ارگاسم شدم و کیوان کیرشو کشید بیرون و گفت لعنت بمن آبم که نیومد مهشید اومد جلو و هر دو بسمت کیر کیوان سرهامون رو بردیم و شروع به ساک زدن کردیم مهشید از سوراخ کون کیوان زبونشو میذاشت و تا سر کیرش لیس میزد و بعد سر کیرشو محمک مک میزد بعد از چند دقیقه کیوان گفت بگیر که اومد و ممهشید گفت بخواب زیرش و من دراز کشیدم زیر کیر کیوان و آبش روم فوران کرد خیلی زیاد اومد به دستم مالیدم لزج بود ولی عطر خاصی داشت مهشید با نوک ربونش مزه کرد و گفت کیوان چقدر آبت شیرینه چی خوردی ؟ کیوان نیم خیز شد و خندید و گفت بچه ها واقعا خیلی حال دادین مهشید گفت شما هم همینطور دور از چشم اونها دستمو که آبی بود مزه کردم عجب طعمی داشت واقعا شیرین بود تصمیم گرفتم اگه با کیوان سکس کردم ابشو جلو خودش بخورم تا بلند شدم آبها سرازیر شد و کیوان منو با کلی دستمال کاغذی پاک کرد و بلافاصله آرش یه لیوان مشروب داد دستم قهوه ای بود چشماو بستم و بلند داد زدم به سلامتی هر چی مرده اونهام گفتم به سلامتی هر چی دختر با مرامه و همه رفتیم بالا تا سوراخ کونم سوخت ظاهرا رقیق نشده بود روز بعد که رفتم شرکت انگار نه انگار اتفاقی افتاده باشه کیوان همونطور خشک و سرد باهام رفتار کرد تا ظهر و ظهر که میخواست از کنارم رد بشه یه آن دیدم کیرش بلند و در حین رفتنش کیرشو گرفتم یه نگاهی بهم کرد و گفت بیا تو رفتم و درو از تو قفل کرد و گفت تو اولین دختری که خودم بکارتشو زدم از دیشب تا حالا فکر یه بار دیگه آبمو آورده نشست روصندلی و گفت اگه میخوای معطل نکن سریع کیرشو کشیدم بیرون و کمی ساک زدم و بعد شلوار وشورتمو درآوردم و رفتم تو بغلش و کیرشو خودم کردم تو کسش خیلی زود داشت ارضا میشد گفتم میخوام آبتو بخورم و گفت برو پائین رفتم و براش ساک زدم کمی بعد آبش پاشید تو دهنم اما هی میومد و منم براش میخوردم یا میریختم رو صورتم کیوان با شهوت زیادی بمن نگاه میکرد تو همون حین منم ارضا شدم و کیوان منو محکم تو بغلش گرفت و صورتمو بوسه باران کرد ...
دوستان خوب این تموم شد اما شاید خاطراتی رو که با کیوان داشتیم و یا چند نفری بوده همین جا بازم بنویسم ضمن اینکه خیلی سعی کردم از طریقه نگارش کیوان تقلید کنم تا شاید خوشتون بیاد ضمن اینکه بقول کیوان اینجا برای ماها یه دنیای مجازیه شاید داستان من با کیوان خیلی فرق کنه اما اون به ذهنش و من به ذهنم جور خاصی پرو بال پرواز میدیم تا در واقعیات گذشته سیر کنند

ندا موچولو